تبليغاتX
بچه های خوراسگان JavaScript Codes
سلام به تمام عزیزانم

معذرت می خوام که نتونستم تو این چند وقت چیزی بنویسم. خسته شدم دیگه نمی تونم چیزی بنویسم چون از بعضی ها نمی خواهند این وبلاگ به کارش ادامه بده و بعضی دیگه هم که قول همکاری دادن وقتی میرم سراغشون می گن اصلا شما را نمی شناسیم. امیدوارم بدونید که چه کسایی را می گم. می خوام یه وبلاگ جدید بزنم آدرسش را بعداْ بهتون می گم

+ نوشته شده توسط محسن ایوبی در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 16:47 |

 شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن

نمی دونم تو دل شما چی می گذره ولی از من که داره آشوب می کنه از یه طرف تو فکر شکمم که چطوری از تشنگی و گرسنگی نجاتش بدم از یه طرف دیگه اون معنویت و احساس آرامشی که تو این ماه سراغم میاد خوشحالم. امیدوارم که بتونیم بنده ی خوبی برای خدا باشیم ..............

راستی برای منم دعا کنید

+ نوشته شده توسط محسن ایوبی در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 16:29 |
سلام دارم خدمت دوستای عزیزم

امروز تولد منه نمی دونم باید با چی شروع کنم چون کسی برامپیام تبریک نگذاشته بود فقط از خدا برای همتون آرزوی سعادت و خوشبختی می کنم و امیدورام مثل من بد شانس نباشید که با این همه دوست و رفیق یک پیام تبریک هم نداشته باشید.

تولدم ۱۹ سالگیم مبارک

 

          

+ نوشته شده توسط محسن ایوبی در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 22:45 |

ديشب دلم گرفته بود ، مثل هواي باروني
دلم هواتو كرده بود ، هواي شيرين زبو نيت
دلم ميخواست گريه كنم ، بگم كه سخته تنهايي
اي همصدا اي آشنا ، بگو كه پيشم مي موني
نمي دونم چه حالي و كجايي و چه مي كني
ولي صدات تو گوشمه ، مي گي كه اينجا مي موني
رفتم كنار پنجره ، گفتم شايد ببينمت
ديدم محاله ديدنت ، چون گل بايد بچينمت
رو صندلي نشستمو يهو ديدم يه قاصدك اومد پيشم
خبر آورد اي آشنا ، يه رازي را بهت بگم ؟
گفتم بگو : آهي كشيد، اومد نشست رو شونه هام
يواشكي چشماشو بست ، تا نبينه اشك چشام
مي گفت كه تو يه راه دور
يه راه دور و سوت كور مسافري نشسته بود
مسافره غريب و دلشكسته بود از تو همش شكوه ميكرد
با اشك گرم و دل سرد مي گفت كه يادت نمياد
اون روزاي آخريه
چه قدر دلش مي خواست كه تو نگاش كني
صداش كني ، بهش بگي دوسش داري
به شرطي تنهاش نذاري
تا اومدم بهش بگم برو بگو دوسش دارم ، پاش مي شينم
ديدم كه اون رفته بود و منم دارم خواب مي بينم 

 
+ نوشته شده توسط محسن ایوبی در جمعه یکم شهریور 1387 و ساعت 1:9 |
پرده از رخ بر گرفت حجت معبود ما 

              آمد امشب جلوه گر مقصد و مقصودما

                           یوسف مثل وطن مهدی موعود ما مهدی موعود ما

                                              سیدی یبن الحسن سیدی یبن الحسن سیدی یبن الحسن

+ نوشته شده توسط محسن ایوبی در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 11:12 |
امروز بعد ظهر حدود ساعت هاس ساعت۷ یک صدای عظیمی شنیدیم سریع رفتم به محل حادثه این مغازه ای که مشاهده می کنید کپسول پرکنی در خیابان طالقانی پزوه است که بر اساس اطلاعاتی که آتش نشانی پس از ۱۰ دقیقه در محل حاضر شد و به ما داد بر اثر نشت گاز در مغازه این حادثه رخ داده. موج انفجار آنقدر قوی بوده که در مغازه را ازجا کنده بوده

+ نوشته شده توسط محسن ایوبی در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 22:2 |

السلام علیک یا صاحب الزمان

تکاپوی مردم عزیز شهرمون برای تولد میلاد باسعادت حضرت مهدی از روی عشق و علاقه و بدون هیچ منتی از ته دل دست در دست هم دادن و دارن برای هر چه باشکوه بر گزار کردن این جشن تلاش می کنن. چندتا عکس که از این صحنه ها گرفتم

+ نوشته شده توسط محسن ایوبی در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 10:28 |

عاشقانه

لا لا لالا بخواب دنیا دنیا خسیس              واسه کمتر کسی خوب می نویسه

یکی لب هاش همیشه غرق خنده است        یکی پلکاش تو خوابم خیس خیس

 

يه دختر كوري تو اين دنیاي نامرد زندگي میكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره ھمیشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم ھمیشه با اون مي موندم يه روز يكي پیدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بینا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بھش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بھش زد و گفت :مراقب چشماي من باش                                                                                           فرستنده: آقا مسعود

 

انقدر مستم که بی قایق به دریا می روم

یا به عشقم میرسم یا غرق دریا می شوم

فرستنده: فری 

 

وفادار باش مثل ماهی که وقتی از آب میاد بیرون از دوری دریا می میره. نه مثل زنبور که وقتی از یک گل خسته شد میزه سراغ یکی دیگه                                                         فرستنده: تنها 

 

 

جوک 

 یکی زنگ میزنه به دوستش, میگه من یه تمساح گرفتم چیکار کنم؟ دوستش میگه خوب ببرش باغ وحش. فرداش دوستش زنگ میزنه میگه خوب بردیش؟ میگه آره, امشب هم قراره ببرمش سینما                                                                            فرستنده: محسن جوکاران

 

يه دوقلو بعد 9 ماه بدنيا نميان ميرن سونوگرافي ميبينن پسره بند نافشو انداخته دور گردن دختره ميگه جووووووون داداش اگه بذارم لخت بري بيرون                                                  فرستنده: امیر احمدی

 

به یک بنده خدا میگن پترس کی بوده؟ میگه: یکی دهقان فداکار بوده که وقتی گرگ به گله اش حمله کرد رفت زیر تانک انگشترشو کرد تو چشم راننده قطار   

                         

میدونی آمار دختر بازی در چه حیونی بیشتره؟ حلزون چون هم ماشین داره هم خونه خالی !!!

 

+ نوشته شده توسط محسن ایوبی در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 و ساعت 15:1 |

میلاد باسعادت علی اکبر امام حسین و روز جوان بر همه شعیان امیرالمومنین به خصوص همشهریان عزیزم مبارک وتحنیت باد.

+ نوشته شده توسط محسن ایوبی در چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1387 و ساعت 9:0 |

 بمناسب یکمین سالروز ارتحال عالم جلیل القدر حاج آقا جواد فقیهی و گرامیداشت دهمین سالگرد پدر بزرگوارشان مرحوم آیت الله حاج آقا مرتضی فقیهی مراسم بزرگداشتی شب سالگرد روز چهارشنبه 23/5/87 از ساعت 6 الی 30/9 در مسجد سید واقع در خوراسگان محله علیاء برقرار می باشد. ضمناً روز پنج شنبه 24/5/87 از ساعت 4 الی 7 بعد ظهر بر سرمزار آن مرحوم واقع در آستان مقدس امامزاده ابوالعباس (ع) خوراسگان برگزار میگردد.

+ نوشته شده توسط محسن ایوبی در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 12:45 |





Powered by WebGozar